3 ماهگی




بابایی رفته بود پینگ پنگ ، منم تو رو برده بودم حموم و از حموم که آمدی شیر خوردی و مثل فرشته ها خوابیدی

جیگرم مامان قبلا ها بابایی که معرفت من تنها بودم اما الان ديگه تو پیشم هستی ، جیگرم


فرشته مامان خواب چی میبینی ؟!!

ق
یک عالمه ه ه ه بووووووووووووووس

این پسر کوچولو بنیامین جونه اومده بودن دیدنت ( پسر خانم توانگر همکار مامان جون ) کلی با اسباب بازیهای مخصوصا اون
عنکبوت ه ، جات خالی



اینجا هم فسقل اومده بود مثلا بوست کنه نزدیک بود گازت بگیره


الانها دیگه میتونی دمر بخوابی رو با لشت اینطوری میزارمت عنکبوتتم جلوت آویزون میکنم کی باهاش حال میکنی،یه چندتایی هم فیلم ازت گرفتم مامانی

انجا راستی از حموم هم آورده بودمت ،بابا رفته بود پینگ پنگ و من و تو باهم بازی میکردی
ناخونات رو میکشی رو بالشت خرت خرت صدا میده خوشت میاد جیگرکم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


3 ماهگی
